ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
14
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
نداريد و در تقويت دين اسلام و مسلمانى و تمشيت اوامر و نواهى شريعت محمدى كوشيد ، و مبانى و اساس آن مستحكم داشته ، نگذاريد كه هيچ مدّعى گستاخى نمايد . جمهور لشكريان و ساير رعاياى بيچاره را كه ودايع آفريدگارند عزّ و علا و يكچند - گاه حوالت تمشيت كار ايشان به من بنده مفوّض بوده ، به موجبى كه من بنده ايشان را محافظت و اسراميشى كردم برقرار مرفّه و آسوده داريد و به وجود شرعى رعايت ايشان مرعى « 1 » و آنچه مقرّر كردهام به علت زوايد هيچ چيزى ديگر از ايشان نطلبيد و بدعت و رسوم محدث ننهيد ، و مساعدت و نمارى و تابقور و مثل اين تكاليف و عوارضات كه تمامت برداشته بودم برقرار از اين انواع هيچ مطالبت ننماييد ، و خيرات و صدقات و ابواب البرّ و اوقافى كه بر آن كردهام و عمارتى كه اساس نهاده بر وفق مشروط و موجب مذكور مجرى 17 و ممضى داريد و به هيچ وجه تغيير و تبديل بدان راه ندهيد و در اتمام و اهتمام سعى بليغ و جهد نجيح و تمام نماييد و ادرارات را در تمامت ممالك به موجبى كه از حشو مال وضع كرده ، فرمودهام تا در هر موضعى به نام آن جماعت كه تعيين رفته فرود آوريد تا دست نوّاب ديوان و متصرّفان و عمّال ولايات از آن كوتاه گردد برقرار مقرّر موقر داريد و چون توفيق افزونى نداريد آن را غنيمت شمريد و در كار افاضت خيرات و اشاعت مبرّات تقصير و تهاون ننماييد ، چه از دنيا نصيبه و حصّهء ما همين احسان و خيرات و امتنان و اصطناعات است و بدان توفيق از حضرت بارى تعالى منّت بايد داشت . م « كه رزق خويش ز دست تو مىخورد مهمان » و مفسدان و فتنه انگيزان را ماليده و مقهور و نكوهيده و مهجور داريد . و بعد از اتمام املا و ترغيب همگنان و تركيب جهبذان و مطبقان بر موافقت و متابعت او مبالغت بليغ نموده ، به تاريخ روز يكشنبه وقت عصر يازدهم ماه شوّال
--> ( 1 ) حذف فعل بىقرينه ! يعنى مرعى داريد .